|
گراب لکستان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گــَــــــــــراب شهری است دراستان لرستان در غرب ایران که ارتفاع ان از سطح دریا۱۱۷۶ مترمیباشد این شهر مرکزبخش طرحـان از توابع شهرستان کوهدشت ودارای اب وهوای معتدل کوهستانی است، این بخش طبق سرشماری سال ۱۳۹۰دارای جمعیتی درحدود ۱۷۶۴۸نفر میباشد که مردم آن به زبان لکی صحبت می کنند این شهر از شمال به کوه زر واستپ ها وجنگلهای سرنوراه( که پوشیده شده از درختان بلوط-انجیر کوهی-زالزالک-گیاهان دارویی وصنعتی-پوشش گیاهی برای چرای دام)وازجنوب به کوه شادابکوه منتهی می شودکه ارتفاعی بالغ بر۱۲۲۴متر دارد . *حمدالله مستوفیدر«تاريخ گزيده»، از كوهدشت و «طراحان» نام برده و معتقد است که چندين قرن قبل از ورود اعراب اين شهرها از بين رفتهاند. كشف معبد آشوری در اين منطقه بيانگر آن است كه مردمانی قبل از هزاره اول پيش از ميلاد در اين نواحی زيسته و آيين های دينی خود را به جای می آوردند.
*نـــــمای جنــــوبی شهــــــــر گــَـــــــــراب*
عکسهایی از شهر گراب لرستان
عکسهای جدید شهر گراب (بهار ۹۱)را در ادامه مطالب مشاهده نمایید. ادامه مطلب [ 90/10/07 ] [ 18:49 ] [ نظری طبا ]
*چشمه های آب معدنی: چشمه های آب معدنی لرستان عموماً گوگردی و نمکی اند . نظیر چشمه گراب کوهدشت،
مظهر اصلی چشمه گراب كه زیرتپه مخروطی شكلی به ارتفاع متوسط 30 متر واقع است و به نظر می رسد که سطح پیزومتری آن نیز حدود 10 متر بالاتر از سطح دشت و اراضی منتهی به کالشور می باشد این چشمه هادارای آب معدنی با خواص درمانی فراوان می باشند. املاح كلر و سولفات در این آب فراوان است. آب چشمه مفید است و به دفع مواد زاید بدن كمك می كند. آب این چشمه از دسته آبهای كلروره سدیك آهن دار و هیپوترمال با باقی مانده خشك زیاد و اسیدیته زیاد می باشد .ازدیاد ترشحات بزاق , معده , صفرا و لوزالمعده از خواص درمانی این آب است . همچنین این آب در درمان بیماریهای مفصلی نیز سودمند است. مردم محل از آب این چشمه به عنوان دارو و برای التیام زخم های سطحی استفاده می کنند. توپونیم گراب واژه ای فارسی است که مرکب از دو جزء "گر" و "آب" می باشد. در لغت نامه دهخدا برای معنای واژه گَر(gar) بیماری کچلی آمده است. در عربی بدان جرب و در ترکی هم به آن قوتور می گویند. واژه آب (ãb) نیز در غالب موارد به همین معنی متداول در فارسی امروزی است. در گستره سرزمینی ایران واژه گراب (معادل انگلیسی Mange Water) عموماً اشاره ای به چشمه ها یا چاه های آب معدنی گوگرد دار می باشد. از نظر زمین شناسی طبق بررسی های انجام شده به نظر می رسد که مجموعه چشمه های تراورتن ساز منطقه گراب در مجاورت گسل سنگ بست و در بخش جنوبی آن قرار می گیرد
عکسهای سر نوراه را در ادامه مطلب مشاهده نمایید. ادامه مطلب [ 90/12/15 ] [ 18:52 ] [ نظری طبا ]
قوم لک وزبان لکی کاسی،گاسی(لک) از اولین مردمان آریایی بودند که به دلایلی که سایر آریایی ها کوچ کردند آنها هم به نواحی داخلی فلات ایران کوچ کردند .معنایی اصلی لک "مرد " است ولی وجه تسمیه ی معتبر دیگری به معنای "صد هزار " هم هست قوم لک یکی از قدیمی ترین اقوام در ایران است. تمدن قوم لک از تمدن کردها و لرها بیشتر است که این مطلب نشان می دهد قوم لک نه کرد است نه لر و بر گرفته از این دو قوم نیست ولی به دلیل نزدیکی قوم لک به کردها و لرها به مرور زمان زبان لکی دست خوش تحولاتی شده که باعث شده کلمات کردی و لری وارد زبان لکی شود ولی اگر در زبان لکی بنگریدخواهید دید که اکثر کلماتی که در زبان لکی است در هیچ زبانی یافت نمی شود که این نشان می دهد لکی کهن تر و تمدنش بیشتر از کردی و لری است. لازم بذکر است که لک ها 80 در صد از جمعیت لرستان را تشکیل داده اند. این اقوام به موازات ایلامیها بر بخش هایی از لرستان تسلط داشته اند. قومی بوده اند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی داشته اند. آنان سوارکارانی دلیر و جنگجو یان ماهر بودند. که بارها با همسایگان خود از حمله ایلامی ها و بابلی ها در افتادند. که در نتیجه پادشاه آنان به نام گانداش به پادشاهی دولت بابل نشست و دولت بابل را سرنگون ساخت و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکم رانی نمودند.و در آخر توسط ایلامی ها شکست خوردند و به سرزمین خود یعنی لرستان فعلی بازگشتند.
خدای قوم کاسی(رشنو) نام داشت،که در زبان آنها به معنی عدالت بود. که امروزه طایفه ای به این نام در جنوب غربی استان لرستان یعنی شهر رومشکان و بعضی در شهرستان کوهدشت وعده ای در شهرگراب ساکن هستند.
لک های امروزی بازمانده ی قوم کاسی هستند که سکونت گاه امروزی قوم لک (لکستان) شامل جنوب ، غرب ، شمال، شمال شرقی، لرستان ـــ جنوب و غرب همدان ــــ شرق استان کرمانشاه و شرق استان ایلام می باشد.که بخش های دیگر از طوایف لک در کردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسیها، الیپیها، لولوبیان و عیلامیها و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.
استرابون مورخ یونانی می نویسد: کاسی ها قبل از ورود آریایی ها در حدود هزاره سوم پیش از میلاد از ارتفاعات قفقاز و آذربایجان به کناره ی دریای مازندران آمدند و نام خود را بر این دریا دادند و نام آن را دریای کاسپین یا کاشی نامیدند. و این دریا در اصطلاح اروپایی به نام دریای کاسپین شهرت یافت. در زمان مهاجرت در شهر های کاشان سکونت نمودند. و نخستین بار همدان را ساختند و آن را آکسیان نام نهادند. زبان لَکی : زبان طوایف لک از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی رایج در مناطق غرب ایران است. حدود یکونیم میلیون نفر شامل یک میلیون نفر با زبان مادری) به این زبان سخن میگویند.لکهادر آغاز پیدایی و تجمع خود حدودأ صد هزار خانه بودهاندبه همین دلیل آنها را «لک»؛ یعنی، «صد هزار» نامیدند لک ها دارای زبان مشترک هستند که به آن زبان لکی میگویند. و هیچ کدام از ما در زبان بودن لکی شک ندارد کماآنکه لکی به عنوان یک زبان در ISO-639-3 که استاندارد بین المللی زبان ها است به عنوان یک زبان ثبت شده و علامت اختصاری آن LKI است. زبان لکی میراث دار زبان پهلوی و اوستایی است فارسی امروزی می تواند در برخورد با زبانهای بیگانه بسیار از زبان لکی استفاده نماید ما برای واژه ی هواپیما =بالنه را بکار می بریم و می توان برای ژنتیک واژه ی بن چین را انتخاب کرد. فرشه در زبان اوستایی به معنی نورانی و درخشان است که ما اکنون نیز این واژه را به همین معنا بکار می بریم و مواردی چون اسپی= سفید/---ویر=هوش---درو=دروغ و بسیاری موارد که خود مطلبی جداگانه می طلبد. سرهنري راولينسون اولين كسي است كه به طور مشخص متوجه رابطه بين زبان لكي با زبان پارسي باستان شد. وي ميگويد: (زبان لكي) با كردي كرمانشاهي كمي فرق دارد و اگر كسي به يكي از اين دو زبان آشنا باشد ديگري را به راحتي ميفـهمد) تاكنون اين گويشهاي رايج در منطقه كوهستاني زاگرس را بازمانده زبان پهلوي ميدانستند ولي عقایدجدیدتری وجود دارد که زبان لکی مشتق شده از فارسي باستان است كه همزمان با زبان پهلوي به طور جداگانه و مشخص صحبت ميشده است. ودکتر خانلری در تاریخ زبان فارسی نیز اشاره ای به زبان لکی داشته است. درمجموع می توان گفت زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی درآن وجود دارد. و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان باعث می شود که ابراز نمود زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است.ودراین زبان واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند.ازاینرو می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است.
ادبیاتاز ویژگیهای لکی، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیارخان غضنفری تحت عنوان «گلزار ادب لرستان» گردآوری شدهاست. شاعران برجستهای از حوزه کولیوند (الشتر) مانند ملاپریشان، ملا منوچهر و ملا حفعلی و اخیرا رضا حسنوند و عزیز بیرانوند(خم گرین) شعرهایی به این زبان سرودهاند. از دیگر آثار مکتوب میتوان به سرودههای اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه پهلویانه عسگری عالم و خم گرین عزیز بیرانوند اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کردهاست. مذهب و موقعیت جغرافیاییلکهای غرب ایران مسلمان وشیعه میباشند.. لک ها در زاگرس مرکزی- عراق- شمال خراسان و داغستان پراکنده گشته اند که همین امر سبب کاهش موضعی تعداد آنها ولی افزایش کلی تعداد شده است نکته قابل توجه بیشتر بودن جمعیت لک ها در عراق نسبت به ایران است مردم قوم لک در عراق در ناحیه مندلی و شهرهای مجاور آن زندگی می کنند. تخمین زده می شود که بیش از دو میلیون نفر لک در عراق سکونت داشته باشند که با احتساب جمعیت لک های ایران آمار لک های ایران و عراق به بیش از سه میلیون نفر خواهد رسید.
ماهـــهای لکــی
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فروردینگان |
په نجه |
pence |
|
اردوبهشت |
مێرێان |
mêrêan |
|
خرداد |
گاکوور |
gakûr |
|
تیر |
ئاگرانی |
agranî |
|
مرداد |
مردار |
mirdar |
|
شهریور |
ماڵه ژێر |
male jêr |
|
مهر |
ماڵه ژێر دوماێنه |
male jêr domaêne |
|
آبان |
تویل ته کن |
toîl tekinn |
|
آذر |
مانگه سێه |
mange sêe |
|
دی |
نورووژ |
niwrûj |
|
بهمن |
خاکه لێه |
xake lêe |
|
اسفندگان |
مانگ ئێد |
mang êd |
|
|
اسکندر مقدونی شهرهای سد راهش را پشت سر هم تصرف میکرد و پیش میرفت. تا زمانی که به سرزمینهای لرستان (فراتر از لرستان فعلی مناطقی بوده است بنام لکستان)و مناطق لک نشین رسید و اصل داستان نیز از اینجا شروع میشود.
آریوبرزن پهلوان دلیر لک از پهلوانان و سرداران محلی بود، از همین کوهنشینان لک که در طول تاریخ عمدتاً دارای حکومت نیمهمستقل و محلی بوده و در همین جغرافیای فعلی مناطق لک نشین بودند، بپا میخیزد. اما دقیقاً انگیزهی او از این قیام چه بوده؟
مطمئناً نه آریو برزن فرستادهی شاه ایران بوده نه هدفش دفاع از تاج و تخت و امپراطوری شاه بوده، بلکه هدف او دفاع از ناموس و شرف مردمش بوده است. آریوبرزن نمیخواست فردی به مانند اسکندر مقدونی روستا و ایلش را یک روزه در نوردد و ...،
یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریوبرزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست. یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.نکتهی مهمتری که باید به آن پرداخت «یوتاب» خواهر آریو برزن و شیرزن لک میباشد، که دلیرانه در کنار برادرش جنگید، و این خود دلیل محکمتری است که اینان خود نیرویی بپا خاسته از تودهی مردم لک بودند، زیرا در تاریخ ما آنچنان شیرزنانی را چون یوتاب در لشگرهای شاهنشاهی ایران سراغ نداریم و در دوران هخامنشی هم زنان در لشگریان رزمنده جایی نداشتهاند، اما در تاریخ پر فرازونشیب مردمان لک زبان شیرزنانی چون یوتاب وجود دارند.به هرحال این فرهنگ دفاع از ناموس و وطن، ميراث مشترك همه ايرانيان است از آذری و فارسی گرفته تاکرد و بلوچ، ازسیستانی و مازندرانی گرفته تا گیلک و لرو لک ....
آريو برزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما شوربختانه تفاوت ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بناي ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد، ولي از «آريو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري در دست نيست
(برگرفته از کتاب بومیان دره مهرگان با اندکی توضیح و جابجایی)
طوایف قوم لک
*گراوند، رومانوند، آدینه وند، روماینوند، ماولین یا بوالیند، کرنالوند، کرناتی، کوشکی، ازدجوند یا ازدج، آزادبخت: محل سکونت جنوب غربی خرم آباد، جنوب دلفان ، بین رود کشکان و سیمره، خاوه و طرهان(گراب)
*عثمانوند یا هوزمانن: منطقه ی عثمانوند در جنوب کرمانشاه
*جلالوند 1: در جنوب کرمانشاه و همجوار عثمانوند*جلالوند 2: کرند غرب در کرمانشاه
*بالوند: هلیلان، زردلان و ماهیدشت *کوشوند: هلیلان و زردلان
*خالوند: فهوار محال، درودفرامان و ماهیدشت کرمانشاه-سرفیروزآباد روستای سراب و سخر علیا *جلیلوند: دینور *نامی وند: منطقه ی ماهیدشت کرمانشاه
*پایروند: کوه پرآو در شمال شرقی کرمانشاه، منطقه ی درودفرامان در شرق کرمانشاه
*همدوند: منطقه ی درودفرامان در شرق کرمانشاه *شیرازی یا شیرازوند: منطقه ی درودفرامان *احمدوند: انکوخاصی علیاو، قسمتی از درودفرامان *حسنوند: شامل طایفه های چراغ ، دولت شاه، میه فر، کاکلوند، خوانین، پولا، زیودار و سیاهچوش می شونددرشهرستان سلسله
بیرانوند: بیرانوند دارای دو قسمت است. بیرانوند یاراحمد و بیرانوند مال اسد. ایل بیرانوند از طایفه های فراوانی تشکیل شده است. *یوسفوند: :شهرستان سلسله *کلیوند یا کولیوند: :شهرستان سلسله و دلفان
*فلک الدین: خاوه بین نهاوند، الشتر، سیمره
*کرم علی یا کرم علی وند: خاوه، دلفان از شمال غربی لرستان بین کرمانشاه هرسین و الشتر *کاکاوند: هرسین، چمچمال و دلفا *سنجابی :دلفان
*میربگ: دلفان *شاهیوند:دلفان *موسی وند: انتهای خاک خاوه دلفان
*نورعلی و احمدوند:دلفان *ایتی وند: دلفان *اولادقباد: دلفان ,هرسین وکوهدشت
*بیژنوند: صفرخانی، حیدبگی، بیژنوند حانی و جنوب پل سیمره به طرف سرابله
*منطقه ی هلیلان: هلیلان، کنار رودخانه ی سیمره
*منطقه ی ماهیدشت: بخش سرفیروز آباد *میروند: خاک الشتر*فلانی: کاکارضا *لک: اسفندآباد، چهار کاد، علی وردی *قلابوند: کوه طافا، کوه هشتاد پهلو
*دالوند، هلیلان، بالاوند، دینارآوند، زینل وند، سکوند، کبیر کوهی، کر، مهکی یا محکی، بادرانی:طوایف پشتکوه لکی محل سکونت آنها در جنوب کرمانشاه، رودخانه ی سیمره، دزفول، بین النهری، جنوب کرمانشاه، کولک و ارکوازی
*آبدامانی، دشتی یا دشتی وند، قلم مراد خانی، کید خورده وند، دیناروند، ریزوندی، همایون وند، خیر یا خیروند، قنیوند، شمس الدین و خضروند: نزدیک آبدانان، دهلران، بیک و سوسیان، تمین و کرازان
*غیاثوند، جلیلوند، کاکاوند: اطراف قزوین و ملایر
*پولدوند، عبدالوند، حاجی وند، عیسی وند: ایل های لک در منطقه ی بختیاری، سالاروند، خانه جمالی *لک، سهرابی یا سهرایوند: اطراف سیرجان در استان کرمان
*چهار ملیلوند، لک، رحیمی: ایل های لک در منطقه ی قشقایی فارس، وندا، کرانی، لک، منطقه ی همراه عمله در دو فرسخی حنا، قسمتی در چهار فرسخی یزدخواست، کنار رودخانه ی رحیمی
شعر لکی
لطفا این تک بیت لکی را با دقت بخوانید و برداشت معنایی خود را بفرمایید
پس از نظر خواهی همه ی آشنایان با زبان لکی نظرات نمایش داده می شود
وخته چوی قخنک دوران بیو پیم
تا گران بگرم ژه هناسه ویم

شعر و ادبیات لکی(عبدالعلی میرزانیا)
(دست در دستان باد خواهم رفت)
دنگْ مَه مَهَن كوي وكَمر دَس اَر دَسِ وا مِه بِچِم
مثل ابری پربارانم که سحرگه دست در دستان باد خواهم رفت .صدایم می کنند کوه و کمر دست در دستان بادخواهم رفت
چوپي گِرِ مرگِم سَحر دَس اَر دَسِ وا مِه بِچِم
برگی پائیزی را می مانم که تنها هم بازیم گرد باد است.من رقاص مرگم سپیده دمان دست در دستان باد خواهم رفت